بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

فرشته مهربون من

25 ماهگی دخملم

1392/3/4 15:42
نویسنده : مامي گل
731 بازدید
اشتراک گذاری

 

                                            

 

باران 25 ماهه واااای خدا دخملمون چقدر بزرگ شده    

باران تو یکماه اخیر یعنی از تولد 2 سالگیت تا حالا بدجوری داره حرف زدنت پیشرفت میکنه یعنی حرفهایی میزنی که من اینطوری میشمتعجب

تو یه پست دیگه راجع بهشون برات میگم

فدات بشم دلم میخواد کلی از این روزهامون برات بنویسم قول بده بعدا از خوندنشون حوصلت سر نره باشه ؟ هههههه

صبح حدود 8 بیدار میشی و از تو تختت صدام میکنی مامان تولی مامان تولی بیا شی بیده

من میام و شیر بهت میدم که همون تو تختت و با چشمهای بسته میخوری و وقتی به اخراش میرسی حسابی شیشه رو میگیری بالا و تکونش میدی که اخرین قطراتش هم حیف نشه چشمک بعد که خیالت راحت میشه یا از لای نرده ها میندازیش پایین یا غلط میزنی و اونم با خودت میکنی زیر پتو و تا 9.5 - 10 میخوابی

وقتی بیدار میشی اگه از دنده راست بیدار شده باشی که یه کمی تو تختت و با عروسکهای بالا سرت بازی میکنی ولی از دنده چپ که بیدار بشی زودی میگی مامان تولی مامان تولی بیا  شی بیده بخولم قهقهه

بالاخره روزمون اغاز میشه با یه دخمل پر انرژی و البته مامانی که هر کاری میخواد بکنه یا من رو در جریان قرار میده مثلا میگه مامانی بپلم ؟ (بپرم ؟) مامانی بتنم ؟ ( بککنم  ؟ مثلا وقتی داری با برچسبهای جایزت بازی میکنی )

         یا منم باید باهاش همراه بشم و بازی کنم  

صبحانه هنوزم یکروز درمیون تخم مرغ میخوری 2 تا اب پز با کره  که خدا رو شکر دوست داری

روز حسابی باهم مشغولیم  خدا نکنه من بخوام گرد گیری کنم که تو یک لحظه رو از دست نمیدی و تا من دستمال میکشم و هنوز رد نشدم تو با دستای کوچولوت مهر تایید رو میزنی و اولش قربون صدقه دست کوچولو ت و اثر خوشگلش میشم  ولی بعد که هی تکرار میکنی و بیخیال نمیشی منم گرد گیری رو میزارم کنار و اینطوری میشمکلافه

وقتی میخوام جارو کنم حتما باید با یه چیزی مثلا لیوان اب و یه قاشق سرگرم بشی وگرنه یا سیم جارو رو میکشی یا سوار جارو میشی یا گریه میکنی و میخوای تو جارو کنی

تا ازت غافل میشم میری تو اتاق خواب ما و در رو میبندی و با خیال راحت میری کشوی دراور رو باز میکنی و لاکهای محبوبت رو برمیداری  تا من میام دستت رو میگیری پشتت و میگی نه نه لاک بسنیم خوشل بشیم ؟  قربون اون انگشتهای کوچولوت بشم من اخههههههه

تا ساعت 1.5 بازی و اگه بشه کارهای دیگه از صبحانه تا ناهار چیزهای محبوبت لواشک لقمه ای که بهش میگی اباشت و زیتون و دوغ هست

بعدش نوبت ناهار خوردن میشه و بعد شی خوردن و بعد تو بغل مامان و پتو  و لالایی

این ماجراهای خواب هم که خودش داستانهایی داره که بعدا  از اول تا حالا رو میگم که نکنه بعدا یادم بره عزیزم  

حدود 2.5 میخوابی تا 4.5 -5  منم تو این فرصت قدر سکوت و ارامش رو میدونم ماچ  

بیدار میشی و سراغ بابایی رو میگیری که گاهه اوقات اومده و گاهی اوقات هنوز نیومده  که اگه نباشه به هر صدایی میگی بابایی اوند  و میدویی که در رو باز کنی 

اکثر عصرا میریم بیرون و میایم

دوباره شیطنت و بازی و شام خوردن

بعد شی خوردن خانوم خانوما

دیدن سریال همیشگی هههههه

بعد باران بیا مسواک بزنیم که من با مسواک خمیر دندون میشینم رو مبل و شما رو پام میخوابی  و به ذوق خوشل شدن دندونات و نشون دادنشون به بابایی اجازه میدی مسواک نسبتا خوبی برات بزنم در حد 2 -3 دقیقه که امیدوارم مفید باشه و دندونهای کوچولوت خراب نشن 

تموم که میشه با دهن باز میری به سمت بابایی تا دندونهای تمیزت رو ببینه البته گاهی طاقت نمیاری و وسط مسواک زدن بابا رو صدا میکنی  بابا  بابا بیا خوشل شدم

بعدش میریم اب میخوریم یدونه باران یدونه مامان

بعد وقت خواب میشه و مامان پتو به بغل میام و رو مبل میشینم و بابایی بهمون شب به خیر میگه و برقها خاموش به غیر از برق تراس  و تو هم میگی شبخیر  ( 2 تا ب نمیگی و به هم وصلشون میکنی )  شروع میشه یا قصه میمینی یا مورچه ها یا ناز ناز کردن موهات یا زدن پشتت یا خوندن لالایی و تو یهو وسطش میگی مامان ..... بله ؟ ..... بابا خوابید ؟ .....بله....  مامان .....    بله ؟    خرسی خوابید ؟ بله حالا تو هم دیگه بخواب   و اینقدر تکرار میشه تا خسته میشی و چشمهات سنگین میشن و میییییخوابی و من یواش میبرمت و میزارمت تو تختت 

دوستت دارم شیرینم

25 ماهه من

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان مریم
6 خرداد 92 16:05
سپید ماما علی
7 خرداد 92 14:21
اولا 25 ماهگیت دردونه خانم مبارکه
دوما فدای شی خوردن و لالا کردنت فسقلی
سوما نوش جونت به به خوردن
چهارما فدات بشم که مسواک میزنی که خوشجل بشی
بووووووووووووووووووووس


بوووووووووووس
مامان فاطمه و ترنم کوچولو
8 تیر 92 7:35
سلام باران جون
من ترنم هستم خوشحال میشم با شما دوست بشم اینم ادرس وبم بهم سر بزن و اگه موافق بودی بگو نبادل لینک کنیم
taranomtorkashvand.niniweblog.com


خوشحالم از اشنایی با شما حتما میام میبینمتون